پهلوان روزها به کار بود و شبها در نور/ پهلوان را عزلتی بود در هور
پهلوان را عشقی بود در دور/ دخترک، گلی بود مغرور
شهر را حاکمی بود پر زور / شهریان را پهلوانی بود پرشور
حاکم شهر، حکم راند بر زور/ شهریان گرد امدند بر مرد
پهلوان را علمی بر دوش / شهریان را امیدی بود در روی
شبی بود تاریک و هوا بود نمور/ پهلوان تنها بود در گود
پهلوان را فکری بود در سر/ دژخیم را دشنه ای بود در دست
پهلوان بود و دشنه در سینه / گود پر بود از خون
شهر را هوایی بود بی روح / دخترک را یاری بود در بر
نيستان ...ما را در سایت نيستان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 5